مير سيد شريف راقم سمرقندى

5

تاريخ راقم ( فارسى )

دو سه روز او هم بو پيمود باد * به باد فنا رخت هستى بداد پس از وى شده شاه سلطان اويس * به حق كشته آگاه سلطان اويس قدم ماند بر تخت شاهى درست * شرف‌نامهء اشرفى را بشست در اندك زمان ملك از قبضهء تصرّف بيرون شد و از اولاد هلاكو خان در عرصه كسى نماند . سلطان اويس جلاير بر تخت نشست . سلطان اويس ابن شيخ حسن نويان ابن امير حسين ابن اقبوقا ابن ايلكانويانست . او در خدمت هلاكو خان از امراى معتبر بود و ايلكان ابن جوجى ترمله از قبيلهء جلاير است و جوجى نيز از اميران اعتمادى چنگيزخان بود . مجمل آنكه سلطان اويس بر سرير عزّت متمكّن گشت . زمانه صلاى تهنيت و مبارك باد به هر جانب مىداد . علما و فضلا از رعايت بىنهايت و از انعام بىغايتش محفوظ و بهره‌مند بودند بلكه جمهور انام آسوده و خرسند مىگشتند و خواجه سلمان ساوجى از مدّاحان سلطان است كه از ساوه در بغداد آمده ملازمت اختيار كرد . چون اجل موعود رسيد قرة العين خويش سلطان حسين را بر مسند شاهى نشاند و خود راه آخرت پيش گرفت . نظم چو بر تخت بنشست سلطان حسين * پدروش برو عدل شد فرض عين چو بغداد را ساختى پاى تخت * نشستى چو پرويز بالاى تخت الحاصل هر چند روزى به نوبت بر تخت سلطنت نشستى و تاريخ هر كدام در موقع خود ورود خواهد يافت . ذكر خروج آل مظفر به حكم ملك اكبر مظفريان هفت تن‌اند كه حكومتشان در يزد و كرمان و فارس و اصفهان و مدّت ملكشان هفتاد و دو سال بود . جدّ ايشان امير غياث الدين حاجيست و او سجاوند خواف است و او سه پسر داشت ابو بكر و محمد و منصور . از ابو بكر و محمد نسل نماند و منصور را سه پسر بود امير محمد و امير على و امير مظفر و امير مظفر بغايت پاك دامان و پاكيزه اعتقاد بود . يوسف شاه ابن علاء الدّوله او را تربيت مىكرد . بعد از آن دبيران زرّين قلم و محرّران ياقوت شيم و وحشى خيالان مشكين رقم آهوى خامه را در دشت صحيفه چنين به جولان درآوردند ، كه مظفر ابن منصور در اوان جوانى و در بهار زندگانى به